امیرعلی عوض شده بود و خب همه ما می ترسیدیم. این جا اونایی که مثل من سالمن میدونن که اگر کسی رفتارش عوض بشه چقدر نگران کننده است. بیشتر برای ما. بوش میومد که رفتنیه. قرصاش رو بدون دعوا میخورد، تو همه ی برنامه ها شرکت می کرد، دیگه داد نمیزد و با حسین کتک کاری نمی کرد.خواستم برم ازش بپرسم: امیرعلی چت شده؟ تو که روحیه انقلابی داشتی چرا خودتو باختی؟ ولی خب من که روم نمی شد با کسی حرف بزنم. با خودم گفتم امیرعلی هم تغییر کرده، خودتو جمع و جور کن برو باهاش حرف بزن. ساعت ناهار که شد رفتم دنبالش، سینی غذا
برچسب:
نویسنده: ماهان حکیمی